بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘حضرت بهاء الله’

نقدی بر ” دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب” – بخش سوم

4 سپتامبر 2011 ایستگاه تفکر 2 دیدگاه

مقاله وارده

نویسنده: علیرضا رضوی

 

نقدی بر " دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب"

بخش سوم

علیرضا رضوی

پس از دو نوشتار پیشین (بخش اول بخش دوم) که در نقد مقاله "دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب" منتشر شد؛ باقی مسائل را در قسمت سوم پی می‌گیرم. امیدوارم با نگارش این مقالات، بتوانم اندوخته‌هایم را در مطالعات تاریخی و دینی آئین بابی و بهائی با خوانندگان گرامی به اشتراک بگذارم و در راه معرفی جنبش بابیه قدمی برداشته باشم.

ادامه ی نوشته

نقدی بر ” دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب” – بخش دوم

مقاله وارده

نویسنده: علیرضا رضوی

نقدی بر " دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب"

بخش دوم

علیرضا رضوی

در مقاله قبل، به ذکر اشکالات عمده‌ای که بر مبنای آقای سعیدی وارد بود، پرداخته شد. در این نوشتار پس از بیان نکته‌ای دیگر که در مقالات نویسنده بهائی مشهود است، ادامه بحث را با عنوان " تناقض سخنان رهبران و نویسندگان بهائی با تئوری دیالکتیک جهاد در آثار باب" پی می‌گیرم.

  ادامه ی نوشته

احسان طبری و انتقادات او به دین بهائی

 

نقل از وبلاگ پست سکولاریزم

نویسنده: م. نیک نژاد

احسان طبری و انتقادات او به دین بهائی

م. نیک نژاد

 

خانمی به نام رویا با ارسال بخش مربوط به بابیه از کتاب جنبشهای انقلابی ایران تالیف آقای احسان طبری،  به خیال خود برگ برنده‌ای علیه آیین بهائی بر زمین زده و  می‌نویسد: این هم تاریخی مستند برای نشان دادن فرقه ای بودن بهاییت و بابیت.

ادامه ی نوشته

نقدی بر دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار باب – بخش اول


مقاله وارده

نویسنده: علیرضا رضوی

نقدی بر دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار باب

بخش اول

علیرضا رضوی

با سپاس‌ از آقای نادر سعیدی بابت نقد اخیری که در پاسخ به مقاله بنده نگاشتند. در ابتدا بر خود لازم می‌دانم به خاطر وقفه‌ای که در نگارش این نوشتار به علت برخی مسائل و مشاغل دانشگاهی پیش آمد، از ایشان و خوانندگان گرامی پوزش بطلبم. با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان فراغتی حاصل شد تا به انجام کارهای معوقه بپردازم و ناگفته نماند پیگیری گفتگو در این بحث، از مهمترین دغدغه‌های بنده در این مدت بوده است. امیدوارم باب گفتگو تا رسیدن به نتیجه همچنان باز بماند و بتوانیم از خلال این گفت و شنودها، هم خود توشه‌ای برگیریم و هم فایده‌ای به پژوهشگران و علاقه‌مندان به مطالعات تاریخ باب و مباحث مرتبط رسانده باشیم.

ادامه ی نوشته

جابلقا و جابلصا


مقاله وارده

نویسنده: شهرام

 

جابلقا و جابلصا و اتهامات به بهاییان   

شهرام

چند ماهی پیش جناب تهرانی مقاله ای در رابطه با بیانات دکتر نصرت الله محمد حسینی در مورد اعتقادات شیعیان به قائم و جابلقا و چاه و سرداب   که  در رادیو بهایی پخش شده بود نصب کردند و بنظربنده آنقدر مهم نیامد که جوابی لازم اید. چند هفته پیش جناب کوشا مقاله ا ی در همین مورد نگاشتند و امیدوار بودم که جواب شبهات ایشان را داده باشد ولی  با نصب مقاله اخیر بنظر میرسد که ایشان و دیگر همراهان عزیز هنوز همچنان بر اعتقاد خویش استوارند که بهاییان بی جهت مطالبی را به شیعیان ربط میدهند. علی نامی هم از همراهان در قسمت نظرها چنین نگاشته:

" جابلقا و جابلصا فقط از معتقدات شیخیه است وتشیع ان را از اوهامات وساخته شیخیه می داند و جالب است که بر خلاف ادعای کورش اساس پیدایش بابی و بعد بهائیت همان اعتقادات شیخیه است ".

ادامه ی نوشته

طرح اتهامات جدید نسبت به شیعیان دوازده امامی از سوی جناب دکتر نصرت الله محمد حسینی + تکرار اتهامات پیشین

مقاله وارده

نویسنده: علی تهرانی

طرح اتهامات جدید نسبت به شیعیان دوازده امامی از سوی جناب دکتر نصرت الله محمد حسینی + تکرار اتهامات پیشین

 

علی تهرانی

 

 

با پوزش از شهرام عزیز به جهت اینکه به علت مشغله کاری بسیار زیاد و چند سفر کاری پیاپی امکان پیگیری بحث با ایشان به دست نیامد و چند روزی است که فرصت محدودی پیش آمده است که به علت اهمیت این بحث به آن پرداختم. امیدوارم هرچه زودتر توفیق شود بحث با جناب شهرام را نیز پی بگیرم.

 

در نوشته قبلی در این موضوع، با عنوان "جناب دکتر نصرت الله محمد حسينی و تکرار اتهامات بی اساس به شيعيان دوازده امامی + نقل يک رؤيا از حضرت عبدالبها" به یکی از برنامه های ایشان در رادیو بهائی در تاریخ 7 آبان 1389 پرداختم. بعد از حدود شش ماه از آن نوشته ، ایشان در همان رادیو در تاریخ جمعه 13 می 2011 (23 اردیبهشت 1390) به طرح مطالبی پرداختند که از قرائن به نظر می رسد که پاسخی به نوشته حقیر بیان فرموده اند. هرچند که ایشان ظاهراً بنده را با شخص دیگری اشتباه گرفته اند اما با توجه به محتوای موضوعات مطرح شده، لازم دیدم در این نوشته به برخی از آنها بپردازم.

 

ادامه ی نوشته

نقدی بر دهخدا

 

مقاله وارده

ارسال کننده: شاهین

نویسنده:شاهین

نگاهی به  کپی پست عارف

مطالب جناب دهخدا را با عینک خوشبینانه نگاه می کنم وامیدوارم که ایشان واقعا از روی جهالت دست به این چنین کاری زده که که در غیر این صورت جز خیانت واسلام ستیزی نام دیگری نمی توان به ان  پیدا کرد.

قبل از برسی مطالب جناب دهخدا نکته ای  باید یاداور شوم که امیددارم انشا الله وجدان خفته ایشان بیدار گردد.

 برای قرائت هر دینی باید از اسباب ولوازم ان استفاده گردد.ان نیست که هرکس سرش را به زیر اندازد و به دلخواه خویش قرائت باب میل خود نماید. ودین اسلام نیز از آن قانون مستثناء نیست وقران  نیز باید با مبین(ولی امر اله) خویش مورد قرائت وبیان گرددو رسول اکرم (ص) نیز به امر الهی این مهم را مثل ادیان گذشته سفارش  نموده وتوصیه به "کتاب وعترت"کرده اند و وصایایی  به امر الهی برای اینکار گمارده و تاکید بر ان نموده که این دو(کتاب وعترت) هرگز از هم جدا نمیشوند تا در قیامت بر من وارد گردند! لذا باید توجه شود که نه تنها اقای دهخدا بلکه بزرگانی که فقط به کتاب بسنده کرده اند راهی جز به ضلالت نبرده اند.

ادامه ی نوشته

نگاهی به الواح حضرت عبدالبهاء و جناب تهرانی

 

مقاله وارده

نویسنده: علی تهرانی

نگاهی به الواح حضرت عبدالبهاء و جناب تهرانی

علی تهرانی

 

با سپاس فراوان از نویسنده محترم بهائی، جناب کوشا که در نوشته ای به برخی مقالات بنده اشاره کرده و خاصتاً به بحث شروط حقیقت قائم در لسان حضرت عبدالبهاء توجه فرمودند. با توجه به تشابه سخنان جناب کوشا و نکاتی که شهرام عزیز مطرح فرمودند، در نوشته تأملی در شروط حقیقت قائم در لسان حضرت عبدالبهاء 3 به نکات مطرح شده اشاره کردم و نیازی به تکرار آنها نمی بینم. اما جناب کوشا نکات دیگری نیز مطرح فرمودند که جای تأمل دارد:


ادامه ی نوشته

تأملی در شروط حقیقت قائم در لسان حضرت عبدالبهاء 3

 

مقاله وارده

نویسنده: علی تهرانی

تأملی در شروط حقیقت قائم در لسان حضرت عبدالبهاء 3

علی تهرانی

 

 

با عرض تبریک ایام هاء و ایام صیام به شهرام عزیز و دیگر عزیزان بهائی و باسپاس ویژه از ایشان بابت مطلبی که در ادامه بحث مرقوم فرمودند.

با پوزش از تأخیری که در ارسال این نوشتار به خاطر مشاغل کاری پیش آمده است، این نوشته را با خلاصه ای که در انتهای مقاله پیشین عرض کردم آغاز میکنم :

 

ادامه ی نوشته

دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب

 

نقل از وبسایت نگاه

نویسنده: نادر سعیدی

دیالکتیک شمشیر و جهاد در  آثار حضرت باب

نادر سعیدی

چندی قبل نویسنده ای به نام علیرضا رضوی در باره بخشی از یکی از مقالات این نگارنده دست به قلم برده و آن را مورد انتقاد قرار داده است. در آن مقاله نوشته ام که حکم جهاد ظاهرا در  آثار حضرت باب وجود دارد اما در واقعیت این احکام برای عمل نبوده چرا که در همان  آثار اجرای آن احکام مشروط به شروط محال گردیده است و در نتیجه حکم راستین حضرت باب نفی جهاد می باشد. به گفته نویسنده این نطر نادرست است. وی در اثبات گفته خود چهار استدلال مطرح می کند. اول آنکه می گوید "این سخن در تناقضی تام با سخنان رهبران و نویسندگان مهم و برجسته بهائی نظیر گلپایگانی و اشراق خاوری است" و آنگاه با تقل قول از این دو نویسنده و نیز نقل قولی از حضرت عبدالبهاء استدلال می کند که همه آنها از وجود حکم جهاد در  آثار حضرت باب سخن گفته اند.

ادامه ی نوشته